مشاوره پایان نامه و مقاله حسابداری، ارائه مقالات روز حسابداری از نشریات معتبر، ارائه ترجمه تخصصی حسابداری و مالی، ارائه اطلاعات صورتهای مالی شرکتهای بورسی، تحلیل آماری تخصصی پژوهش های حسابداری و مالی، ارائه پیش پروپزال تلفن: 09146622440 (برای مدت زمان محدود، مقالات انگلیسی به صورت رایگان قابل دانلود می باشد)

تئوری قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای

تئوری قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای

تئوری قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای


چکیده:

مدل قیمت‌گذاری داریی‌های سرمایه‌ای و تئوری قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای[1]

ترینر[2] (1961)، شارپ[3] (1964)، و لینتنر[4] (1965) با استفاده از تجزیه و تحلیل تجویزی مارکوئیتز اقدام به ایجاد تئوری مبتنی در مورد تعیین قیمت دارایی‌ها نمودند. آنها با در نظر گرفتن تقاضای سرمایه‌گذاران برای اوراق بهادار با توجه به مدل انتخاب پرتفوی میانگین واریانس مارکوئیتز و با فرض عرضه ثابت دارایی‌ها، به ارائه مدلی برای قیمت تعادلی اوراق بهادار در شرایط وجود یک دوره و عدم وجود مالیات پرداختند. اگرچه ریسک کل توسط واریانس بازده پرتفوی مورد اندازه‌گیری قرار می‌گیرد ولی ترینر، شارپ و لینتنر خاطر نشان کردند که در حالت تعادل، یک اوراق بهادار به گونه‌ای قیمت گذاری می‌شود که درصد مشارکت آن اوراق بهادار در ریسک کل را که توسط کوواریانس بازده آن اوراق بهادار با بازده پرتفوی بازار کلیه دارایی‌ها اندازه‌گیری می‌شود نشان ‌دهد. این معیار ریسک معمولاً با عنوان ریسک سیستماتیک دارایی‌ها شناخته شده است.

 تئوری قیمت‌گذاری دارایی‌ها، هزینه فرصت سرمایه برای تصمیمات بودجه‌بندی سرمایه‌ای شرکت را بیان می‌کند. در این زمینه تحقیقات و آزمون‌های تجربی زیادی بر روی این مدل صورت گرفته است. جنسن[5] (1972) مطالعاتی بر روی ادبیات موضوع انجام داده است. رول[6] (1977) نقدهایی بر آزمون‌های صورت گرفته در مورد مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای ارائه کرده است، و شوارت[7] (1983) مطالعاتی بر روی نیزان انحراف متوسط بازده از میزان پیش‌بینی شده توسط مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای انجام داده است.

مدل قيمت گذاري داراييهاي سرمايه

 صرفنظر از اينکه ما چه ميزان تنوع در پرتفوي خود ايجاد کنيم حذف تمامي ريسک ها ميسر نخواهد بود. از ديد يک سرمايه گذار ما مستحق دريافت آن نرخ بازدهي هستيم که نسبت به ريسک تحمل شده پاداشي در خور باشد. مدل قيمت گذاري داراييهاي سرمايه اي به ما کمک مي کند تا ريسک سرمايه گذاري را محاسبه کرده و نرخ بازدهي مورد انتظار بايسته  را تعيين کنيم و دوباره تکرار مي کنيم. اين مدل يک مدل است که به ما کمک کند تا دو چيز مهم مشخص شود.

در هر سرمايه گذاري دو مؤلفه اساسی وجود دارد که عبارتند از، بازدهي مورد انتظار و ريسکي که براي بدست آوردن اين بازدهي بايستي متحمل شود و با استفاده از مدل قيمت گذاري داراييهاي سرمايه اي همين دو عامل مهم را مشخص مي کنيم. در اينجا ما به فرمولي که در پس زمينه اين مدل قرار دارد، مدارکي دال بر تاييد و رد مدل قيمت گذاري داراييهاي سرمايه اي  و معناي آن براي يک سرمايه گذاري عادي خواهيم پرداخت (خیبری ، 1388، 15 ).

تولد مدل

مدل قيمت گذاري داراييهاي سرمايه اي توسط يک اقتصاد دان مالي به نام  آقاي ويليام شارپ[8] در کتاب تئوري پرتفوي و بازارهاي سرمايه مطرح شد و از بابت  مطرح کردن همين مدل برنده جايزه نوبل اقتصادي شد. مدل او با ايده اين شروع مي شود که يک سرمايه گذاري منفرد شامل دو نوع ريسک است. 

1 ريسک سيستماتيک

اين نوع ريسک مربوط به بازار است و گريزي از آن نيست مثل نوسان نرخ بهره، رکورد اقتصادي و مسائلي مثل جنگ.

2 ريسک غير سيستماتيک

 اين ريسک که به ريسک خاص نيز معروف است مختص سرمايه گذاري در سهام خاصي است و با افزايش تنوع سهام موجود در يک پرتفوي مي توان از آن اجتناب کرد. در اصطلاح فني تر. اين ريسک نشان دهنده آن قسمت از بازدهي سهام است که با حرکات بازار ارتباطي ندارد.

تئوري مدرن پرتفوي نشان مي دهد که از طريق تنوع بخشي مي توان ريسک خاص را از بين برد ولي  مشکل اساسي اين است که با متنوع سازي معاملات بازار هم نمي توان ريسک سيستماتيک را حذف کرد، به عبارت ديگر اگر پرتفوي شما متشکل از تمام سهام بازار هم باشد بازهم ريسک سيستماتيک هنوز در جای خود ايستاده و قصد رفتن ندارد. بنابراين درمحاسبه بازدهي مناسب اين ريسک سيتماتيک است که سرمايه گذار را اذيت مي کند.

مدل قيمت گذاري داراييهاي سرمايه اي بوجود آمده است تا اين جانور موذي غير قابل حذف را اندازه گيري کند، تا هر چند نمي تواند آن را از بين ببرد حداقل ميزان خسارت وارده توسط آن را پيش بيني کند. شارپ مي گفت که بازدهي يک سهام منفرد يا سبدي از سهام بايستي برابر هزينه سرمايه آن باشد. فرمول اساسي مدل  قيمت گذاري داراييهاي سرمايه اي  که رابطه بين ريسک و بازدهي مورد انتظار را نشان مي دهد به شرح ذيل مي باشد. نقطه شروع اين مدل نرخ بهره بدون ريسک است که براي آن بازدهي اوراق قرضه ده ساله دولتي در نظر گرفته مي شود. به اين نرخ بدون ريسک صرفي اضافه مي شود که سرمايه گذارن از بابت  پذيرش ريسک اضافي انتظار آن را دارند.

 اين صرف بازار سهام حاصل تفاوت نرخ بازدهي مورد انتظار کل بازار و نرخ بازدهي بدون ريسک است. در فرمول فوق به صرف بازار سهام ضريبي ضرب شده است که شارپ[9] آن را بتا  ناميده است. اما بتا ديگر چيست؟ (خیبری ، 1388، 15 ).

بتا چيست

  بر طبق مدل قيمت گذاري داراييهاي سرمايه اي،بتا  واحد اندازه گيري ريسک سيستماتيک مربوط به سهام است. در واقع بتا، ميزان بالا و پايين رفتن قيمت سهم با ميزان بالا و پايين رفتن قيمت کليه سهام بازار را اندازه گيري مي کند.

اگر حرکت قيمت سهام يک شرکت کاملاٌ منطبق با حرکت بازار سهام باشد، گفته مي شود که بتاي  آن سهام برابر يک مي باشد. سهامي که بتاي آن 5/1 باشد در صورت کسب بازدهي ده درصد بازار، بازدهي برابر 15 درصد کسب خواهد کرد. و درصورت بازدهي منفي ده درصدي براي بازار بازدهي منفي معدل 15 درصد خواهد داشت.

 طريقه محاسبه بتا بدين صورت مي باشد در يک دوره زماني  مشخص مثلاٌ يک ماهه، بازدهي هاي روزانه يک سهم با بازدهي هاي روزانه بازار مقايسه شده و از طريق روشهاي آماري ارتباط حرکتي اين دو  بازدهي با هم مشخص مي شود.

 در يک تحقيق دانشگاهي که در سال 1972 با عنوان آزمون تجربي مدل قيمت گذاري دارايي هاي سرمايه اي توسط بلک فيشر و همکاران وي به عمل آمد  وجود يک رابطه  خطي بين بازدهي  پرتفوي هاي سهام و بتاهاي آنها بدست آمد. آنها روند قيمت سهام شرکتها در بورس اوراق بهادار نيويورک را در فاصله زماني 1931 تا 1965 مورد مطالعه قرار دارند.

 در نموداري  که آمده است محور افقي نشان دهنده بتاي  يک سهم يا يک پرتفوي و محور عمودي نشان دهنده بازدهي هاي آن سهم يا پرتفوي سهام مي باشد.

 در مقايسه با  صرف ريسک بازار سهام بتا نشان دهنده ميزان پاداش مورد توقع سرمايه گذاران در بازار سهام براي تحمل ريسک اضافي است. اگر بتاي  سهام 2 و نرخ بهره بدون ريسک 3 درصد و بازدهي بازار 7 درصد باشد بازدهي مازاد بازار در مقايسه با نرخ بهره بدون ريسک معادل 4 درصد  خواهد شد (4-7)است و بازدهي مازاد سهام2 برابر(2×4 )و برابر 8 درصد مي باشد و نرخ کل بازدهي مورد انتظار سهام برابر مجموع بازدهي مازاد سهام و نرخ بهره بدون ريسک يعني 11 درصد مي باشد(3+8) پس به اين نتيجه مي رسيم که سرمايه گذاري که در دارایي ريسک پذیری سرمايه گذاري مي کند  يک صرفي نسبت به نرخ بهره بدون ريسکي به نام صرف ريسک يا پاداش ريسک بدست آورد اما سوال اساسي اين است ميزان اين صرف چه اندازه اي باشد. اندازه آن برابر حاصل ضرب بتا  در صرف ريسک بازار سهام است از ياد نبرده ايم که صرف ريسک بازار سهام عبارت است از ما به التفاوت نرخ بازدهي مورد انتظار بازار از نرخ بازدهي يا نرخ بهره بدون ريسک.

در يک تحليل ساده با مقايسه نرخ بازدهي مورد انتظار يک سرمايه گذاري که از مدل بدست مي آيد با بازدهي واقعي که از آن بدست خواهد آمد ( مثلا ً از طريق نسبت قيمت به سود ) مي توان گفت که سهام به قيمت منا سبي خريداري شده است يا خير؟ (خیبری ، 1388، 15 ).

معني مدل قيمت گذاري داراييهاي سرمايه اي  براي شما چيست

 اين مدل نشانگر يک تئوري ساده است که نتيجه ساده اي را نيز در پي دارد. اين مدل مي گويد تنها دليلي که يک سرمايه گذار بازدهي بالاتر از ميانگين بازار از طريق سرمايه گذاري در يک سهام بدست آورد اين است که ريسک بيشتري را متحمل شود و يا سهامي را انتخاب کند که ريسک آن بيشتر از ريسک کل بازار است. هيچ تعجب آور نيست که اين مدل توانست بر تئوري مدرن مالي غلبه کند اما سوال اساسي اين است؟ آيا در واقعيت هم اين مدل به اين دقت کار مي کند. کاملا ً روشن نيست. بزرگترين عامل اين ابهام چيزي نيست به جز همان عامل بتا (همان منبع ، 17 ).

پروفسور اما و همکاران وي بازدهي هاي سهام بورسهاي نيويورک، بورس آمريکا و بورس نزدک را در بين سالهاي 1963 تا 1990 مورد مطالعه قرار دادند و متوجه اين نکته شدند که در اين فاصله زماني نسبتا ً طولاني، تفاوت در بازدهي هاي سالهاي مختلف از طريق تفاوتهاي بتاهاي آنها قابل توصيف نمي باشد. همچنين ارتباط خطي بين بتا و بازدهي هاي يک سهم در يک دوره زماني کوتاه برقرار نمي باشد. نتايج اين تحقيقات اساس مدل قيمت گذاري داراييهاي سرمايه اي را مورد ترديد قرار داد، و خاطر نشان ساخت که احتمالا اين مدل نادرست باشد. نمودار به نتايج اين تحقيق اشاره مي کند (همان منبع ، 17 ).

 اگر چه تحقيق فوق و بعضي از تحقيقات انجام شده اعتبار اين مدل را مورد ترديد قرار داده اند ولي اين ترديدها از ميزان استفاده از اين مدل در جوامع سرمايه گذاري و مالي نکاسته است. اگر چه از طريق محاسبه و دانستن بتاي  يک سهام، کار  تشخيص و پيش بيني حرکت و واکنش يک سهم نسبت به حرکت بازار تمام شده نيست اما سرمايه گذاران حداقل با اطمينان خاطر مي توانند ادعا کنند که پرتفوي هاي با بتاي بزرگتر از يک از بازار جلوتر خواهند بود چه در جهت بازدهي منفي و چه در جهت بازدهي مثبت و پرتفوي هاي با بتاهاي  کوچکتر حرکتي کند تر از بازار خواهند داشت.

اين مطلب براي سرمايه گذران و به خصوص مديران صندوقها مطلب حايز اهميتي است چرا که آنها از نگه داشتن پول به صورت وجوه نقد بيزار هستند ودر صورت داشتن تصور اينکه بازار براي مدتي خرسي خواهد بود مي توانند در سهام هاي با بتاي پايين سرمايه گذاري کنند.

به عبارت ديگر با دانستن  بتاهاي اوراق مختلف و با توجه به سياست ريسک و بازدهي خود مي توانند به تنظيم پرتفوي  بپردازند در شرايط بازار گاوي روي سهام هاي با بتاي  بالاتر از يک و در شرايط بازار خرسي روي سهام هاي با بتاي  کمتر از يک سرمايه گذاري کنند.

 مدل قيمت گذاري داراييهاي سرمايه اي بطور فزاينده اي سرمايه گذاران در اوراق بهادارومخصوصا ً سرمايه گذاران ريسک گريز را شاخص محور کرده است.

علت اين امر به پيغام اصلي مدل  قيمت گذاري داراييهاي سرمايه اي بر مي گردد. اين پيغام چنين است.  شما درصورتي مي توانيد به بازدهي هاي بالاترازبازدهي کل بازاربرسيد که سهام هاي با ريسک بيشتراز ريسک بازارکه همان سهام هاي با بتاي بالاتراز يک باشد را انتخاب کنيد (خیبری ، 1388، 18 ).

[1] Capital Asset Pricing Theory

[2] Treynor

[3] Sharpe

[4] Lintner

[5] jensen

[6] Roll

[7] Schwert

[8]-Sharp

[9]-Sharp

 

نرم افزار حسابداری

در بخش نرم افزار حسابداری مقالات متنوعی در خصوص برنامه های مالی و حسابداری ارائه شده است از انجایی که بررسی و انتخاب یک نرم افزار مناسب برای نگهداری سوابق امور مالی شرکت کار مشکل و پیچیده ای می باشد این مقالات به شما کمک می کند تا نرم افزار حسابداری مورد نظر خود را به راحتی پیدا کنید


حمایت از ما